به باورهايت اهميت بده
محسن آزموده
ما معمولا آدم اخلاقمدار را فردي ميدانيم كه رفتارهاي خوب و درستي از او سر ميزند. به عبارت ديگر در نظر عموم ما انسان اخلاقي، انساني است كه مواظب گفتارها و كردارهاي خودش هست و سعي ميكند اين گفتارها و كردارها مطابق موازين اخلاقي باشد، يعني مثلا راستگو باشد، وفاي به عهد كند، به متعلقات ديگران دست درازي نكند، با سخنان و اعمالش به ديگران آزار نرساند، شجاع و دلير باشد، در راستاي كاهش آلام و رنجهاي ديگران بكوشد، عدالت را رعايت كند و... آنچه آمد عمدتا درباره ساحتها يا نمودهاي بيروني وجود انسان است، يعني گفتارها و كردارهاي انسان كه در مجموعه رفتارهاي او به شمار
ميآيند.
روانشناسان در كنار اين ساحتهاي بيروني، سه ساحت دروني را هم در وجود انسان از هم متمايز كردهاند:
١- باورها
٢- احساسات
٣- خواستهها يا اميال.
چنان كه گفتيم، تصور عمومي اين است كه اخلاقي بودن، به ساحتهاي بيروني يعني رفتارها اختصاص دارد. اما در دوران معاصر فيلسوفان به ما خاطرنشان كردهاند كه اخلاقي بودن و اخلاقي زيستن انسان، تنها به حوزه نمودهاي بيروني هستي او يعني رفتارهاي او كه بيواسطه در معرض ديد ديگران است، اختصاص ندارد، بلكه انسانها در قبال ساحتهاي درونيشان و از جمله باورهايشان نيز مسووليت اخلاقي دارند؛ اينكه ما به چه چيزهايي اعتقاد داريم، چگونه به اين باور رسيدهايم، اين باورها چه نتايج و پيامدهايي اعم از پيامدهاي بيروني يا دروني دارند و... نيز در حوزه اخلاق ميگنجند. اين نكته مهم را بهتر از هر كسي كليفورد، متفكر انگليسي اواخر قرن نوزدهم در كتابي با عنوان «اخلاق باور» بيان
كرده است.
خلاصه سخن او اين است كه انسانها همانطور كه از نظر اخلاقي حق ندارند هر عملي را انجام دهند يا هر حرفي را بزنند، در حيطه باورها نيز مسوولند.
به زبان ساده ما از حيث اخلاقي حق نداريم به هر باوري اعتقاد داشته باشيم و همانطور كه بايد نگران و مراقب رفتارهايمان باشيم، بايد به افكارمان نيز اهميت بدهيم و هر سخني را باور نكنيم، بلكه بايد (از نظر اخلاقي) طلب استدلال كنيم و خودمان هم بكوشيم درباره صحت و سقم آن بينديشيم و به پيامدهاي آن فكر
بينديشيم.
برچسب:
نویسنده: روژان رحیمی
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 20:13